صنعت سینما در مسیر صنعت خودروسازی

شهرام مکری
فیلمساز

امسال هم مشکل همیشگی جشنواره فیلم فجر با این فستیوال همراه بود؛ جشنواره سلیقه ندارد و معنای آن این است که ما نمی‌دانیم باید چه نوع فیلم‌هایی را در آن انتظار بکشیم یا نمی‌فهمیم جشنواره فجر به کدام سلیقه در سینمای ایران پاسخ می‌دهد. این مشکل جشنواره به‌صورت مجزا نیست؛ معضلی است که در تعریف هویت سینمای ایران هم وجود دارد. در ابتدا باید بفهمیم سینمای ایران به کدام بخش از نیاز مخاطبانش پاسخ می‌دهد و بعد فکر کنیم جشنواره فجر در دل سینمای ایران چه نقشی را بازی می‌کند. تا وقتی‌ ندانیم سینمای ایران به کدام نیاز مخاطبانش پاسخ می‌دهد، نمی‌توانیم برای این مسئله پاسخی بیابیم که جشنواره فجر باید چه هویتی داشته باشد. سینمای ایران مخاطبانش را سرگرم نمی‌کند، مشکلات زندگی آن‌ها را نمی‌گوید، راه‌حلی برای مشکلات زندگی‌شان ندارد و همچنین، برای آن‌ها رؤیا به وجود نمی‌آورد و از همه وقایع سیاسی و اجتماعی و هنری جامعه‌اش عقب‌تر است؛ برای همین است که در ایران که 80میلیون نفر جمعیت دارد، درنهایت، یک‌میلیون به سینما می‌روند و 79میلیون نفر دیگر نیازهای خودشان را در سینما نمی‌بینند؛ همین موضوع دامن جشنواره فیلم فجر را هم می‌گیرد. مدیران این جشنواره یک سال معتقدند باید تمامی سلیقه‌ها را پوشش دهند و سال بعد فکر می‌کنند باید تعداد فیلم‌ها را کم کنند و در این میان کار از مرحله تعجب گذشته است و ما فقط نظاره‌گر هستیم؛ سال بعد ممکن است دوباره تعداد فیلم‌ها را اضافه کنند یا اینکه بخش مسابقه فیلم‌های اول را به جشنواره بازگردانند. به‌نظرم ما می‌توانیم تنها به این جشنواره نگاه کنیم و آن را به‌عنوان پدیده‌ یکی از پدیده‌های دوران زندگی‌مان بررسی کنیم؛ ما فقط می‌توانیم نگاه کنیم و نمی‌توانیم بر این جشنواره تاثیری بگذاریم. این کار به‌این معنا نیست که نباید در جشنواره فیلم ببینیم، بلکه به‌این معناست که نباید از آن توقعی داشته باشیم و فکر کنیم این جشنواره از سال بعد تا پنج یا ۱۰ سال بعد مسیر متفاوتی را طی کند. به‌نظر من، بی‌شکلی و بی‌سلیقگی بخشی از هویت جشنواره فجر شده است. ما، بدون تعجب‌کردن، هر سال باید به این پدیده فقط نگاه کنیم، به‌امید اینکه گاهی شاید یک فیلم خوب یا شاید گاهی جایزه‌ای درست در آن ببینیم. درباره جشنواره فجر امسال مهم‌ترین چیزی که توجه من را جلب کرد این بود که چرا سینمای ایران این‌همه از مستقل‌بودن فاصله گرفته است و سیاست‌گذارانش که فکر می‌کردند باید کمپانی تولید فیلم به وجود بیاید و تهیه‌کننده خصوصی هویت پیدا کند، تصمیم‌شان بر این شده است که همه سینمای ایران را در دست چند کمپانی دولتی و شبه‌دولتی قرار دهند. به‌نظرم، مهم‌ترین ویژگی جشنواره امسال این است که نشان داد سینمای ما همان مسیری را طی می‌کند که صنعت خودروسازی و صادرات ‌و واردات ما طی کردند. اگر به تجربه همه این سال‌های صنایع دیگرمان دقت کنیم، می‌بینیم که پرشده‌اند از محصولات تولید داخل برای مصرف داخلی که مخاطب از آن ناراضی است و تولید آن‌ها فقط به آلودگی هوا و محیط‌زیست انجامیده است. این باید هشداری برای سینمای ما باشد؛ اگر سینما تصمیم قطعی‌اش را گرفته است که در این مسیر قدم بردارد، باید بداند به‌زودی پر از فیلم‌هایی می‌شود که فقط آسایش مخاطبان را می‌گیرند و امکان انتخاب‌کردن و به‌وجودآوردن بازار رقابتی از میان خواهد رفت. اگر مسیر خودروسازی ما مسیر خوبی بوده است، سینمای ما هم می‌تواند همان را پیش بگیرد، اما اگر مسیر بدی بوده است و ما از آن ناراضی هستیم، شاید از همین اکنون مدیران سینمایی باید به این فکر کنند که تغییری در نگرش خود به وجود آورند.