بایگانی برچسب: s

روزهای پایانی حساس و خطرناک دوره ترامپ

[ad_1]

اگر بایدن با امضای فرمان ریاست جمهوری تحریم‌ها علیه ایران را کاهش دهد فضا برای گفتگو هموارتر خواهد شد. با این وجود، خواست ایران برای پرداخت خسارت و غرامت مالی از سوی امریکا عملی نخواهد شد.

 به گزارش پایگاه خبری تیترنیوز، نشریه آلمانی “اشپیگل” در گزارشی درباره ترور شهید “محسن فخری‌زاده” دانشمند هسته‌ای ایران و پیامد‌های این موضوع با یک کارشناس مسائل خاورمیانه در بنیاد علوم و سیاست در برلین گفتگو کرده است. او در پاسخ به این پرسش که ترور اخیر تا چه اندازه باعث عقب‌گرد در برنامه هسته‌ای ایران خواهد شد می‌گوید: “برنامه هسته‌ای غیرنظامی ایران عقب‌گردی نخواهد داشت. زیرساخت‌های هسته‌ای ایران گسترده و پابرجا هستند و فعالیت آن به حضور یا عدم حضور یک یا دو فرد بستگی ندارد. با این وجود، این ترور ممکن است ایران را تحریک به در پیش گرفتن برنامه هسته‌ای نظامی کند اتهامی که از قبل نیز متوجه ایران بود اما از سال ۲۰۰۳ میلادی به این سو هیچ شواهدی پیدا نشد که اثبات کند ایران درصدد تعقیب برنامه هسته‌ای نظامی بوده است”.

او در پاسخ به این پرسش که آیا پس از طرح موضوع لزوم انتقام‌گرفتن از عاملان ترور “فخری‌زاده” امکان نشستن ایران پای میز مذاکره وجود خواهد داشت یا خیر می‌گوید: “در ایران از لزوم انتقام سخن گفته می‌شود، اما هشدار‌هایی نیز از جانب عقلای نظام سیاسی ایران داده می‌شوند؛ در این‌باره که نباید واکنش تند نشان داد و واکنش تند و خشن دقیقا بازی در زمین عاملان این ترور خواهد بود. به نفع ایران است که خویشتن‌داری کند تا دوره ترامپ به پایان رسد و به دنبال توافق با “جو بایدن” رئیس‌جمهوری تازه امریکا باشد. با این وجود، عوامل دیگری نیز دخیل هستند از جمله آن که در صورت وقوع حملات سایبری بیش‌تر یا ترور‌های بیش‌تر و یا اقدامات خرابکارانه دیگر در فاصله زمانی باقی‌مانده تا پایان دوره ترامپ ممکن است معادلات و محاسبات تغییر کنند. هفته‌های پیش رو خطیر و حساس خواهند بود”.

این کارشناس در پاسخ به این پرسش که واکنش اروپایی‌ها نسبت به ترور دانشمند هسته‌ای ایران چگونه بود، می‌گوید: “بروکسل این اقدام را با جدیت لازم محکوم نکرد. ما شاهد تغییر هنجار‌های بین‌المللی نه صرفا از سوی حکومت‌های مستبد که از سوی حکومت‌های دموکراتیک هستیم. اروپایی‌ها در تناقض و گرفتاری بین خواسته‌ها و منافع‌شان به سر می‌برند”.

این کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به این پرسش که آیا علیرغم چنین شرایطی ایران به دنبال توافق خواهد بود یا خیر می‌گوید: “رهبری ایران و سپاه کماکان بر برجام تاکید دارند. ما انحرافی از استراتژی هسته‌ای سابق ایران نمی‌بینیم و تغییر عمده‌ای رخ نداده است. بایدن باید گام‌های جدی برای اجرای برجام و عمل به تعهدات اعضای آن در صد روز نخست ریاست‌جمهوری‌اش بردارد. این نشانه خوبی است که او برای بازگشت به برجام ابراز تمایل کرده است. ایران کماکان اجازه می‌دهد بازرسان آژانس انرژی اتمی بازدید از تاسیسات اتمی آن کشور را انجام دهند. در نتیجه، ایران فعلا به نظارت‌های بین‌المللی پایبند است. ایران خواستار کسب تضمین است تا امریکا بار دیگر تعهدات‌اش را نقص نکند. ایران به شدت از تحریم‌های دوره ترامپ آسیب دید. اگر بایدن با امضای فرمان ریاست جمهوری تحریم‌ها علیه ایران را کاهش دهد فضا برای گفتگو هموارتر خواهد شد. با این وجود، خواست ایران برای پرداخت خسارت و غرامت مالی از سوی امریکا عملی نخواهد شد. ایران، اما این خواست را مطرح کرده چرا که از نظر افکار عمومی داخلی فشار زیادی وجود دارد”.

[ad_2]

Source link

اتحاد دولت های عربی با اسرائیل برای مقابله با ایران در صورت نزدیکی بایدن به ایران

[ad_1]

العرب، نزدیک به عربستان سعودی نوشت: رئیس جمهور جدید آمریکا، جو بایدن روز سه شنبه اشاره‌هایی داشت که نشان می‌دهد تعامل با پرونده هسته‌ای ایران به آن آسانی نیست.

 به گزارش پایگاه خبری تیترنیوز، العرب، نزدیک به عربستان سعودی نوشت: رئیس جمهور جدید آمریکا، جو بایدن روز سه شنبه اشاره‌هایی داشت که نشان می‌دهد تعامل با پرونده هسته‌ای ایران به آن آسانی نیست. ضمن اینکه دولت بایدن باید منافع هم پیمانان منطقه‌ای خود را نیز در نظر داشته باشد و لازم است حمله به تاسیسات نفتی عربستان، در نقطه آغازین هر مذاکره‌ای با ایران باشد، تا این کشور مجبور به تضمین امنیت حوزه‌های دریانوردی و انرژی در منطقه شود.

در ادامه این مطلب آمده است: بایدن در گفتگو با نیویورک تایمز گفت: «مخالف دست یابی ایران به بمب اتمی هستیم و آخرین چیزی که می‌خواهیم آن است که خاورمیانه پر از سلاح اتمی شود».


بایدن صحبت در مورد موضوع هسته‌ای را به پرونده موشکی ایران ارتباط داد و تصریح کرد که این امر تنها با مذاکره دو جانبه بین واشنگتن و تهران صورت نمی‌گیرد، بلکه مستلزم مشور‌ت هایی با هم پیمانان ایالات متحده است. بدین معنا، رئیس جمهور جدید آمریکا تضمین منافع و امنیت ملی متحدان خود را شرط بازگشت به میز مذاکره با ایران می‌داند.

دایره هم پیمانان آمریکا، علاوه بر اروپایی‌های حاضر در برجام، شرکای خاورمیانه‌ای آن، یعنی اسرائیل، عربستان و امارات هم هستند.

تحلیلگران معتقدند که دولت بایدن در صدد جبران اشتباهات اوباما در مورد مذاکره با ایران بر می‌آید و در استراتژی جدید خود تلاش می‌کند در هر دو مورد پرونده هسته‌ای و مسائل مربوط به امنیت منطقه، از ایران امتیاز‌هایی بگیرد. مساله تنها مربوط به نگرانی‌های عربستان و امارات از خطرات ظرفیت‌های موشکی ایران نیست، بلکه امنیت اسرائیل از اهمیت بیشتری برای ایالات متحده برخوردار است، بویژه آنکه توانایی‌های نظامی ایران و شبه نظامیان هم پیمان آن در سوریه و لبنان افزایش یافته و خطر به داخل مرز‌های اسرائیل رسیده است.

برای دولت آینده آمریکا دشوار است که بدون در نظر گرفتن منافع اسرائیل، به دنبال نزدیکی به ایران باشد، چرا که دولت‌های خلیج فارس به سرعت از این موضوع به نفع خود استفاده کرده و وارد اتحاد عربی اسرائیلی برای مقابله با ایران می‌شوند.

دولت جدید آمریکا باید در نظر داشته باشد که دست یابی حوثی‌ها به موشک‌های ایرانی، تهدیدی برای امنیت انرژی و حفظ سهمیه دولت‌های خلیج فارس در بازار جهانی است، همانطور که دریانوردی در دریای سرخ را تهدید می‌کند.

ایلی لیک، نویسنده آمریکایی در گفتگویی با بلومبرگ معتقد است که تلاش ایران برای دست یابی به سلاح اتمی، خطر مهمی برای موجودیت اسرائیل و دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس است.

[ad_2]

Source link

تبدیل بایدن به یک «اردک لنگ»توسط جمهوری خواهان

[ad_1]

انتخابات آمریکا در نهایت بدون هیچ شگفتی بزرگی به پایان رسید و واکنش مثبت بازارهای مالی جهانی به نتیجه آن دقیقاً همان چیزی بود که هر کتاب درسی اقتصادی هم پیش بینی می کرد، اینکه اگر یک رهبر معتدل متعارف قابل پیش بینی جایگزین یک پوپولیست افراطی به عنوان رئیس جمهور آمریکا شود بدون شک واکنش‌ها مثبت خواهد بود.

 ناتول کالتسکی در پراجکت سیندیکیت نوشت: انتخابات آمریکا در نهایت بدون هیچ شگفتی بزرگی به پایان رسید و واکنش مثبت بازارهای مالی جهانی به نتیجه آن دقیقاً همان چیزی بود که هر کتاب درسی اقتصادی هم پیش بینی می کرد، اینکه اگر یک رهبر معتدل متعارف قابل پیش بینی جایگزین یک پوپولیست افراطی به عنوان رئیس جمهور آمریکا شود بدون شک واکنش‌ها مثبت خواهد بود. فراتر از روانشناسی سرمایه گذاران، چندین دلیل اساسی وجود دارد که این واکنش مثبت بازارهای جهانی نسبت به پیروزی بایدن را توجیه می‌کند. احتمال بالای رشد تقاضا در میان مدت و احتمال رونق سرمایه گذاری جهانی در فناوری‌های جدید انرژی و حمل و نقل در طولانی مدت از جمله این توجیهات است.

در ادامه این مطلب آمده است: با این حال اکثر سرمایه گذاران، اقتصاددانان و صاحب نظران سیاسی در مورد همه این احتمالات بدلیل عدم موفقیت دموکرات‌ها در کنترل مجدد سنا، شک دارند. با توجه به سابقه سیاست در آمریکا انتظار می‌رود که دولت بایدن دقیقا مانند اوباما با کارشکنی‌های سنا جمهوری خواه فلج شود. رئیس کنگره پس از کسب اکثریت مجلس در سال 2010 ، تقریباً تمام قوانین اجرایی را مسدود و اوباما را برای شش سال تبدیل به یک رئیس جمهور ضعیف یا به اصلاح یک اردک لنگ کرد. اکنون، سنا که از زمان انتخابات میان دوره‌ای 2014 تحت کنترل جمهوری‌خواهان است احتمالا دست به کارشکنی بزند.

اما این تمام داستان نیست. پنج ویژگی جدید از پویایی سیاسی در آمریکا وجود دارد که این واقعیت غم انگیز آنها را نادیده گرفته است. اول، یک لایحه بزرگ در مورد اقدامی فوری برای مقابله با کووید-19 حتی پیش از تحویل گرفتن کاخ سفید از سوی بایدن تصویب شده است. اکنون که انتخابات به پایان رسیده دموکرات‌ها باید شرایطی را برای بهبود قوی اقتصادی در چند ماه نخست کار بایدن ایجاد کنند.

دوم، شرایط بایدن برای حفظ حمایت عمومی از هزینه های دولت و مقاومت در برابر فشارها برای ادغام بودجه بسیار آسان تر از شرایط اوباما پس از، از دست دادن اکثریت کنگره در سال 2010 خواهد بود. بحران کووید-19 نگرش عمومی را نسبت به هزینه‌های دولت و وام گرفتن تغییر داده، اما حتی قبل از همه گیری، علاقه رای دهندگان در زمینه توجه به بدهی و کسری دولت به سرعت در حال از بین رفتن بود، زیرا سیاست‌های دولت ترامپ به وضوح نشان داده بود که کسری خسارت‌های اقتصادی ادعای محافظه کاران را تایید نمی‌کند. تلاش‌های جمهوری خواهان برای احیای دوباره تبلیغات در مورد کسری بودجه که در سال 2010 به خوبی به این حزب کمک کرد، پس از پایان رکود اقتصادی ناشی از کووید-19 به جایی نمی‌رسد.

سوم، اکثریت سنای جمهوری خواه یکپارچگی که بسیاری از مفسران پیش‌بینی می‌کنند را نخواهد داشت. در حالی که جمهوری خواهان برای جلوگیری از افزایش قابل توجه مالیات از سوی بایدن متحد خواهند شد، میچ مک کانل حفظ صددرصد وحدت رویه در برابر برنامه محرک مالی بایدن را دشوار می‌بیند، خصوصاً اگر این محرک عمدتا از طریق کاهش مالیات برای طبقه متوسط باشد. اکثریت سنا یا داشتن یک یا دو کرسی برای جلوگیری از هزینه‌های عمومی انبساطی کافی نیست، به ویژه اگر دولت بایدن زیرکانه در جهت هدایت سرمایه گذاری دولت در پروژه‌های محلی آن هم در ایالت‌های مهم سناتورها گام بردارد.

تجربه سیاسی بایدن در واشنگتن و روابط شخصی‌اش در قدرت با هیچ رئیس جمهوری از زمان جانسون به این سو قابل مقایسه نیست. این روابط می‌تواند به ویژه در شکست اتحاد جمهوریخواهان موثر واقع شود، ضمن اینکه نباید فراموش کرد شش نفر از 20 سناتور فعلی حزب جمهوری خواه که در انتخابات 2022 با رای دهندگان روبرو خواهند شد، نماینده ایالت‌های در حال چرخش چون فلوریدا، جورجیا، کارولینای شمالی، اوهایو، پنسیلوانیا و ویسکانسین هستند.

کاملاً واضح است سناتورهایی که کاندید می‌شوند برای انتخاب مجدد در ایالتهایی که تازه به بایدن رأی داده‌اند، کورکورانه علیه سیاستهای مردمی مانند کاهش مالیات طبقه متوسط یا هزینه‌های دولت رأی دهند. در این بین حداقل سه سناتوری که برای انتخاب مجدد روبرو نیستند یعنی میت رامنی، باربارا مورکوفسکی و سوزان کالینز میانه‌روهای با سابقه‌ای هستند که سابقه سازش و عبور از خطوط قرمز حزب را دارند. از آنجا که مک کانل از این چالش‌های موجود برای وحدت درون حزبی آگاه است، احتمالاً رفتارهای انسدادی، حداقل تا انتخابات 2022، کمتر از گذشته باشد.

چهارم، برای حفظ کنترل سنا، جمهوری خواهان باید حداقل یکی از دو کرسی سنا را که در 5 ژانویه در جورجیا مورد مناقشه قرار می‌گیرد، به دست آورند. اکنون که رای دهندگان این ایالت از بایدن حمایت کرده‌اند، البته با اختلاف ناچیز، تردید وجود دارد که آنها این تصمیم را در دو مورد لغو کنند. رویه سیاسی این طور می‌گوید که چون دموکرات‌ها ریاست‌جمهوری را به دست آورده‌اند دیگر برای تصاحب سنا و کنگره انگیزه کمتری دارند. اما عکس آن نیز به همان اندازه محتمل است، یعنی اینکه جمهوری خواهان انگیزه بالاتری برای تصاحب تمام کرسی‌ها پیدا کنند. رای دهندگان دموکرات ممکن است با پیروزی غیرمنتظره خود به مشارکت حتی بزرگتری برسند، در حالی که جمهوری خواهان ممکن است آنقدر ناامید شوند که در خانه بمانند. احتمال مشارکت کمتر جمهوری خواهان در دوره بعد البته بیشتر است چرا که ترامپ دیگر در انتخابات شرکت نخواهد کرد و بسیاری از طرفداران پرشور وی علاقه کمتری به رای دادن به سیاستمداران متعارف دارند.

[ad_2]

Source link

جو بایدن یا دونالد ترامپ؟ برای ایران کدام یک بدتر است؟

[ad_1]

دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان؟ حضور کدام یک در کاخ سفید می‌تواند به سود رابطه جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده امریکا باشد؟ این پرسش از پس از انقلاب اسلامی ایران تا به امروز هر چهار سال یک‌بار در ایران مطرح می‌شود و البته این‌بار جنس این سوال متفاوت شده است.

به گزارش پایگاه خبری تیترنیوز به نقل ازهمشهری آنلاین به نقل از اعتماد، جو بایدن یا دونالد ترامپ؟ در صورت پیروزی کدام یک تهران و و واشنگتن به تخاصم نزدیک‌تر می‌شوند یا از سطح تنش میان دو کشور کاسته می‌شود.

سید حسین موسویان که در ۴۰ سال گذشته هم در جریان ریز پرونده هسته‌ای ایران و بحران‌سازی غرب از آن بوده و هم در حساس‌ترین روزهای تاریخ دیپلماسی کشور در آلمان به عنوان سفیر مامور بوده در گفت‌وگویی  تاکید می‌کند که دونالد ترامپ به شکل بی‌سابقه‌ای رابطه دو کشور را به جنگ نزدیک کرده است. موسویان معتقد است که در صورت باقی ماندن ترامپ در کاخ سفید هر چند او به مذاکره مشتاق باشد، اما اطرافیان ایران‌ستیزش تمام تلاش خود را برای جنگ امریکا با ایران به کار خواهند گرفت.

باز هم در آستانه انتخابات ایالات متحده امریکا این سوال همیشگی در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران مطرح می‌شود که یک رییس‌جمهور دموکرات با ایران بهتر کنار می‌آید یا یک رییس‌جمهور جمهوری‌خواه؟ این سوال در حالی در هر دوره تکرار می‌شود که ما شاهد بودیم باراک اوباما از تبار دموکرات‌های امریکا بود، اما شدیدترین تحریم‌های اقتصادی را بر ایران تحمیل کرد؛ تحریم‌هایی که امروز نیز بخش اعظم تحریم‌های امریکا در همان قالب از پیش آماده شده تعریف و تحمیل شده است. به عنوان فردی که بیش از ۴ دهه از عمر خود را در سیاست خارجی و تحلیل رابطه تهران و واشنگتن گذراندید، چرا همچنان در ایران تصور می‌شود که سیاست ایالات متحده در مقابل ایران از این حزب تا آن حزب متفاوت است؟

در پاسخ به این سوال باید به چند نکته اشاره کنم؛

اول، همین مشکل در امریکا هم وجود دارد. بسیاری در واشنگتن هم فکر می‌کنند که در ایران اصولگرایان با اصلاح‌طلب‌ها و اعتدالیون متفاوت هستند. من اعتقاد دارم که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان امریکا و دو جناح سیاسی ایران در اصول منافع ملی کشورشان با هم اشتراک نظر دارند منتها در استراتژی و تاکتیک جهت تحقق منافع کشورشان تفاوت‌های زیادی دارند.

دوم، در دوره اول باراک اوباما برای اولین‌بار تحریم‌های اجماعی بین‌المللی علیه ایران اعمال شد. ایران قطعنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد تعلیق غنی‌سازی را اجرا نکرد و پرونده به شورای امنیت رفت و قطعنامه صادر شد. ایران باز هم قطعنامه شورای امنیت را اجرا نکرد و شورا هم قطعنامه بعدی را صادر کرد و این روند تا پایان دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد ادامه یافت. در آن دوره قطعنامه‌ها علیه ایران در شورای امنیت هم توسط امریکا، روسیه، چین و اروپا به تصویب می‌رسید و نه فقط امریکا. ضمن اینکه باراک اوباما در مورد اجرای فرامرزی تحریم‌ها سخت‌گیری دونالد ترامپ را نداشت، اما سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ روابط ایران و امریکا در دوره ترامپ اعمال شد. تعیین سپاه پاسداران به عنوان سازمان تروریستی و تحریم مقام معظم رهبری از جمله خباثت‌های بی‌سابقه در روابط دو کشور بود که دونالد ترامپ انجام داد.

سوم، شخصیت‌هایی که در دو جناح سیاسی ایران و امریکا به قدرت می‌رسند، مهم و تاثیرگذار هستند. در میان جمهوری‌خواهان امریکا، شما امثال جان بولتون را دارید که به‌ دنبال حمله نظامی و فروپاشی ایران است و امثال سناتور رند پال را هم دارید که طرفدار برجام و تعامل با ایران است. اینکه چه نوع شخصیتی با چه تیمی در واشنگتن زمام ریاست‌جمهوری را در دست داشته باشد، مهم است. البته همین مطلب در مورد ایران هم صدق می‌کند، اما نه به اهمیت امریکا، چون در امریکا رییس‌جمهور شخص اول و در ایران مقام رهبری شخص اول مملکت است. در دوره اول ریاست‌جمهوری اوباما، هیلاری کلینتون وزیر خارجه و دنیس راس مسوول خاورمیانه در شورای امنیت بودند که به صهیونیست‌ها خیلی نزدیک بودند. در تهران هم محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور بود که در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش خیلی تندرو بود. در چنین شرایطی شانس توافق کاهش یافت. اما در دور دوم ریاست‌جمهوری اوباما، جان کری وزیر خارجه و در شورای امنیت ملی امریکا هم راب مالی مسوول بود که هر دو نسبت به ایران و موضوع فلسطین معتدل‌تر بودند و در ایران هم حسن روحانی رییس‌جمهور و محمدجواد ظریف، وزیر خارجه بود، لذا زمینه توافق فراهم‌تر بود.

گفته می‌شود که دموکرات‌ها در مسائلی نظیر حقوق بشر یا لزوم محدودسازی فعالیت‌های نظامی ایران و البته حفاظت تمام‌عیار از منافع اسراییل در مقابله با ایران از جمهوری‌خواهان سخت‌گیرتر هستند و اتفاقا با دست گذاشتن بر همین موارد می‌توانند در جلب اجماع علیه ایران موفق‌تر عمل کنند. نمونه آن را هم در موفقیت باراک اوباما در تحریم همه‌جانبه و فراگیر ایران به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای‌اش از کانال شورای امنیت دیدیم. تا چه اندازه با این تعبیر موافق هستید؟

دو مساله در پاسخ به این سوال قابل طرح است: اول؛ دلیل اصلی توافق قدرت‌های بلوک شرق و غرب برای تحریم‌های اجماعی شورای امنیت سازمان ملل، موضوع حقوق بشر نبود بلکه موضوع هسته‌ای بود و به این علت هم بود که ایران قطعنامه‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و هر ۶ قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را نپذیرفت و اجرا نکرد.

دوم؛ فاجعه‌بارترین سیاست‌های صهیونیستی – ضد فلسطینی در دوره ترامپ صورت گرفت، چون پروسه عملیاتی بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسراییل و نابودی همه قطعنامه‌های سازمان ملل در مورد تشکیل دو دولت اسراییلی- فلسطینی در این دوره انجام شد. حتی اسراییل رسما جولان سوریه را بخشی از خاک خود اعلام و ترامپ هم رسما حمایت کرد.

خطرات تداوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ برای ایران را در چه مواردی می‌دانید؟

کیش شخصیت و غیرقابل پیش‌بینی بودن دونالد ترامپ از یک ‌طرف و قدرتی که کوشنر داماد صهیونیست او در کاخ سفید در تعیین سیاست‌های خاورمیانه‌ای و ضد ایرانی امریکا دارد از طرف دیگر، از جمله خطرات بزرگ استمرار دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است که ادامه این وضعیت می‌تواند به تقابل نظامی ختم شود. امروز هر دو جناح سیاسی ایران و جامعه بین‌الملل همه قبول دارند که امریکا وارد جنگ تمام‌عیار سیاسی، اقتصادی و امنیتی با ایران شده است. حمله نظامی امریکا به اتومبیل حامل سردار سلیمانی، حمله نظامی ایران به پایگاه نظامی امریکا و ساقط کردن پهپاد امریکایی از جمله نشانه‌های عملی درگیری‌های مقطعی نظامی دو کشور است که در تاریخ چهل ساله روابط بی‌سابقه بوده است.

فکر می‌کنید ترامپ با انتخاب مجدد همچنان سیاست شکست خورده فشار حداکثری علیه ایران را ادامه بدهد؟ این سیاست را از این منظر شکست خورده می‌دانم که به هدف اصلی تیم ترامپ برای آنچه تغییر رفتار ایران و نشستن تهران پای میز مذاکره خوانده شد، نرسید؟

در این مورد دو فاکتور حایز اهمیت است:

اول؛ باید دید که ترامپ تیم اوانجلیست‌ها – صهیونیستی فعلی خود را تغییر می‌دهد یا حفظ می‌کند. این فرقه کاسه داغ‌تر از آش هستند و از صهیونیست‌ها هم تندروتر که در دوره ترامپ نقش بی‌سابقه‌ای در مدیریت امریکا پیدا کرده‌اند. شخصیت‌هایی مثل مایک پنس معاون رییس‌جمهور و مایک پمپئو وزیر خارجه از این طرز تفکر هستند.

دوم؛ به فرض اینکه دونالد ترامپ تیم خود تندرو فعلی را تغییر و افراد معتدل‌تری جایگزین کند، آیا ایران آماده گفت‌وگو با او خواهد بود یا نه.

سقف سیاست فشار حداکثری امریکا علیه تهران را کجا می‌دانید؟ می‌دانیم که تداوم این سیاست می‌تواند به وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی در ایران و به تبع آن ایجاد برخی اعتراض‌ها و ناامنی‌ها در داخل منتهی بشود. در این صورت احتمال واکنش قهرآمیز تهران هم وجود خواهد داشت؛ واکنشی که شاید بتواند نقش فاکتور تغییردهنده معامله را بازی کند.

من احتمال واکنش قهرآمیز تهران را کم می‌دانم. معمولا اقدامات عملی نظام با شعارهای تند در تهران متفاوت است. از نظر دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و محمد بن سلمان، با ادامه روند فعلی فشار حداکثری ظرف چند سال آینده، تئوری «فروپاشی از داخل در ایران» تحقق خواهد یافت. البته بنیامین نتانیاهو و اعراب تکفیری سعی خود را برای کشاندن امریکا به جنگ با ایران ادامه خواهند داد، در حالی که ترامپ خواهان معامله است و نه جنگ. اما لابی مثلث نئوکان‌های امریکایی- صهیونیست‌ها و اعراب تکفیری فشار به ترامپ برای کشاندن او به دام جنگ ادامه خواهد داد، چون حداقل دستاوردشان این است که هم روند فشار حداکثری را تشدید کنند و هم مانع یک توافق احتمالی با ایران شوند.

جو بایدن می‌گوید به برجام باز می‌گردد، اما به عنوان نقطه‌ای برای آغاز توافق جدید. ایران هم می‌گوید توافق دوباره درباره برجام را نمی‌پذیرد. در شرایطی که فرض را بر پیروزی بایدن بگیریم این تناقض تا چه اندازه قابل حل است؟ و اصولا تا چه اندازه این قبیل مواضع از سوی هر دو طرف را حداکثری و برگ امتیازسازی برای واگذاری در مذاکرات احتمالی می‌دانید؟

بالاخره «رجزخوانی» هم در صحنه سیاست و دیپلماسی و هم در صحنه جنگ لازم است. منتها دونالد ترامپ تحریم‌هایی را علیه ایران وضع کرده که بازگشت به برجام برای جو بایدن را غیرممکن کند. با توجه به این واقعیت و نیز واقعیت اوضاع صحنه سیاسی داخلی امریکا و نیز قدرتی که فرقه اوانجلیست- صهیونیستی در امریکا گرفته؛ اگر بایدن واقعا بدون پیش‌شرط به برجام بازگردد، کار بزرگی کرده است.

برای ایران مذاکره با دونالد ترامپ، مردی که عنوان قاتل سردار سلیمانی را به خود اختصاص داده سخت‌تر خواهد بود یا جو بایدن؟

طبیعتا مذاکره با ترامپ به عنوان قاتل سردار سلیمانی و اعمال وحشتناک‌ترین تحریم‌ها علیه ایران، سخت‌تر خواهد بود.

بسیاری از نشانه‌ها پس از حصول برجام و حتی پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ حاکی از این بود که ۱+۵ به خصوص اعضای غربی آن به برجام به عنوان توافقی مقدماتی نگاه می‌کنند و مبنا را بر تمدید آن در فرصت مناسب گذاشته‌اند.

امروز نیز بایدن و ترامپ هر دو از توافق جدید با ایران سخن می‌گویند؛ توافقی که به هر حال قرار است محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای را تمدید کند. اساسا چرا باید انتظار از جمهوری اسلامی ایران این باشد که برای احقاق حق خود همواره پای میز مذاکره و بده‌بستان دایمی نشسته باشد؟

تیم جو بایدن خوب می‌فهمد که بازگشت باید به همین برجام فعلی باشد چون هر تغییری در این برجام، نیازمند بازگشت طرح به کنگره و سنا و نیز ورود مجدد به مذاکرات ۱+۵ است. لذا تیم بایدن درصدد است که با شعار «اجرای متقابل تعهدات» وارد عمل شود بدین معنی که ایران به اجرای کامل برجام و متقابلا امریکا هم به برجام برگردد. البته همه کشورها برای احقاق حق خود همواره پای میز مذاکره نشسته‌اند و بده‌بستان می‌کنند. دیپلماسی یعنی همین. جنگ در صورتی رخ می‌دهد که دیپلماسی شکست بخورد یا کشوری غیرعادی و دیوانه‌وار عمل کند مثل صدام که هم به ایران و هم به کویت دیوانه‌وار حمله کرد.

خطرات پیروزی جو بایدن برای ایران را در چه می‌دانید؟ آیا می‌توان گفت تجربه برجام نشان داد که ۴۰ سال پس از انقلاب اسلامی، ایران به عنوان عضو عادی جامعه بین‌المللی شناخته نمی‌شود مگر آنکه از سطح تنش میان ایران و امریکا کاسته شود و دو طرف در مسیر گفت‌وگوی دوجانبه و نه در قالب چندجانبه مانند برجام برای حل و فصل اختلاف‌ها قرار بگیرند.

در مورد جو بایدن و امکان حل و فصل تخاصم ایران و امریکا باید سه واقعیت را در نظر داشت:

اول: برجام نشان داد که در مورد ایران، زور امریکا بر سایر قدرت‌ها چربید و سایر قدرت‌ها با نسبت‌های متفاوت، تسلیم تحریم‌های یکجانبه امریکا علیه ایران شدند باوجودی‌ که این تحریم‌ها خلاف قطعنامه ۲۲۳۱شورای امنیت سازمان ملل هم بود.

دوم: موجودیت و منافع اسراییل، محور سیاست خاورمیانه‌ای امریکا در چند دهه گذشته بوده و فعلا هم ادامه خواهد یافت چه دموکرات‌ها سرکار باشند و چه جمهوری‌خواهان.

سوم: تنازع ایران و امریکا یک تقابل طرفینی است. امریکا به دنبال تغییر حاکمیت در ایران و ایران هم دنبال اخراج امریکا از منطقه است. خروج امریکا از دید اسراییل و اعراب حوزه خلیج‌فارس هم به معنی متزلزل شدن موجودیت اسراییل و متحدان امریکا در منطقه است.

[ad_2]

Source link

پاسخ دیپلمات ایرانی به ادعای بایدن درباره ایران

[ad_1]

سخنگو و مسئول مطبوعاتی هیات کشورمان در سازمان ملل اتهامات وارده در خصوص احتمال دخالت ایران در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا را رد کرد.

به گزارش پایگاه خبری تیترنیوز،  جو بایدن، نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روز گذشته در واکنش به اتهامات مطرح شده در خصوص دخالت ایران در انتخابات آمریکا مدعی شده بود هرکسی که در این انتخابات دخالت کند بهایش را خواهد پرداخت‌.
علیرضا میریوسفی، دیپلمات کشورمان در سازمان ملل در واکنش به اظهارات جو بایدن به نیوزویک گفت: ما درخصوص مسئله انتخابات اظهارنظر نمی‌کنیم و علاقه‌ای برای ورود به این‌ مبحث نداریم‌. ما به طور مداوم اعلام کرده‌ایم که ایران در انتخابات دیگر کشورها دخالت نمی‌کند.
به گزارش ایسنا، مقامات اطلاعاتی آمریکا با مطرح کردن اتهامات انتخاباتی علیه ایران و روسیه مدعی شده اند ایران مسئول فرستادن ایمیل هایی تهدید آمیز است که این هفته رای دهندگان دموکرات را هدف قرار داده است و همچنین روسیه نیز به سهم خود در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا مداخله می کند.
جان راتکلیف رئیس اطلاعات ملی آمریکا، روز چهارشنبه مدعی شد که این دو کشور «اقدامات بخصوصی را برای تاثیرگذاری بر نظر جمعی درباره رقابت انتخاباتی انجام داده اند».
راتکلیف مدعی شد که ایران و روسیه به طور جداگانه توانسته اند اطلاعات ثبت نامی رای دهندگان را بدست آورده و از آن علیه آمریکایی ها و  «ایجاد ناآرامی اجتماعی» استفاده کنند که بیشتر این اطلاعات به راحتی قابل دسترسی است. 
او در این باره در یک کنفرانس خبری گفت: این داده ها می‌تواند توسط عوامل خارجی در راستای تلاش برای انتقال اطلاعات در ثبت نام رای دهندگان مورد استفاده قرار گیرد که امیدوارند این امر موجب ایجاد سردرگمی و آشوب شده و اعتمادمان به دموکراسی آمریکایی را تضعیف کند.
 او مدعی این است که ایران در پشت پرده ارسال یکسری  «ایمیل حقه بازانه» با هدف «ترساندن» رای دهندگان و «آسیب وارد کردن به رئیس جمهور ترامپ» قرار دارد.

سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان نیز روز پنجشنبه با اعلام احضار سفیر سوییس و حافظ منافع آمریکا در کشورمان از سوی دستیار وزیر و مدیرکل آمریکای وزارت امورخارجه، که در پی انتشار برخی ادعاهای بی‌اساس مقامات رژیم آمریکا در خصوص دخالت سایر کشورها در انتخابات پیش رو در این کشور صورت گرفت، اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران ضمن رد ادعاهای تکراری و گزارشات ساختگی، ناشیانه و متقلبانه مقامات رژیم آمریکا، بار دیگر تاکید می کند برای تهران هیچ تفاوتی نمی کند کدام یک از دو کاندیدای فعلی راهی کاخ سفید شود.

رژیم آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی این کشور که سابقه طولانی در دخالت و ایجاد آشوب در انتخابات دیگر کشورها را در پرونده داشته و در دنیای متوهمانه و متقلبانه خود نیز محبوس  هستند، در آستانه انتخابات این کشور ادعای بی اساسی را مطرح می کنند تا با فرافکنی، پروژه غیردموکراتیک و سناریوی از پیش تعریف شده خود را جلو ببرند. دور از ذهن نیست که طراحان  چنین سناریو های بچه‌گانه‌ای، به دنبال انحراف توجهات و افکار عمومی و انجام تحریکات مشکوک در آستانه انتخابات باشند.

 توصیه جمهوری اسلامی ایران به  ایالات متحده آن است که دست از فرافکنی های بیهوده،  اتهام‌زنی های بی اساس و سناریوسازی‌های مشکوک، برداشته و سعی نماید مانند یک کشور عادی در سطح روابط بین‌الملل و  در ارتباط با کشورهای دیگر عمل نماید.

[ad_2]

Source link